جمعه ١٥ فروردين ١٤٠٤

صفحه اصلی > خلیج فارس > درباره خلیج فارس 
درباره خلیج فارس

پیدایش خلیج فارس

خلیج فارس بازمانده گودال بزرگی است که از دوران گذشته زمین شناختی – تحت تاثیر فشار ناشی از آتشفشانهای فلات ایران بوده است و پایداری فلات عربستان در برابر این واکنشها تکتونیکی سبب ایجاد و توسعه پهنا – ژرفای آن شده است ( علی درویش زاده 1370 )

دانشمندان زمين شناس معتقدند كه در دوران اول زمين شناسي , حدود پانصد ميليون سال پيش از اين , خشكيهاي نيم كره جنوبي به هم پيوسته بوده اند و قاره واحدي به نام گندوانا را تشكيل داده بود . اين قاره بزرگ از يك سو سراسر برزيل و آفريقاي جنوبي و از سوي ديگر قسمتي از هندوستان و گوشه اي از ايران و عربستان و تمام استراليا و قطب جنوب را در بر ميگرفته است .

140 میلیون سال قبل در آغاز دوران دوم شکاف بین اروپا و آمریکا وسیع تر گشت و شکاف بین هند و استرالیا – زمینه تشکیل اقیانوس هند را فراهم ساخت . 45 میلیون سال قبل در آغاز دوره سوم – حوضه اقیانوس اطلس پیدا شد.آمریکای جنوبی از آفریقا جدا شد و استرالیا نیز از قطب جنوب دور افتاد و به طرف شرق حرکت کرد و سپس اقیانوس هند تشکیل شد.شکاف بین آسیا و آفریقا نیز مقدمه پیدایش دریای مکران(عمان) را فراهم ساخت.در 35 میلیون سال قبل در اواسط دوران سوم – شکاف مکران گسترش یافت و شبه جزیره هندوستان ابتدا به طرف شرق و سپس به شمال تغییر جهت داد و دنباله شکاف مکران به صورت خلیج باریکی درآمد که آغاز پیدایش دریای پارس را اثبات میکند.

بعدها بر اثر جنبشهاي بزرگ مركزي زمين  , در اين قاره شكستها و جدائيها روي داده , اقيانوس هند گستردگي بيشتر يافته و با درياي بسيار پهناوري كه تتيس ناميده اند پيوستگي يافت است . دانشمندان مي گويند درياي بسيار وسيع و گسترده تتيس سراسر منطقه وسيعي را كه اكنون جزاير مالزي و كشورهاي : هندوستان , پاكستان , تركيه , ايران و سرزمنيهاي قفقاز در آن واقع است را مي پوشانده است .

پس از گذشت هزاران سال (در دوران سوم) چين خوردگيهاي عظيمي در زمين بوجود آمده كه بر اثر آن كوههاي آلپ , البرز و هيماليا پديدار شده اند و آن درياي عظيم قطعه قطعه شد كه حاصل آن درياي سياه , درياچه كاسپين درياچه اورال و غيره از بقاياي آن است . به دنبال اين تحولات سي و پنج ميليون سال پيش از اين زمان , در دوران سوم معرفه الارضي شبه جزيره هندوستان اول به جانب خاور , سپس به سوي شمال بالا رفت و بر اثر جنبشها در دنباله شكاف مكران (عمان ) درياي پارس پيدا شد . درياي سرخ و خليج عدن و كوههاي فلات پهناور ايران حاصل شكستگيها و جنبشهاي ديگر است .

درياي پارس در آغاز , بسيار پهناور و وسيع بوده . به صورتيكه قسمت بيشتر جلگه هاي برازجان , بهبهان و خوزستان ايران را تا به كوههاي زاگرس تا اواخر دوره سوم زمين شناسي در زير آب بوده اند و رودهاي دجله و فرات جدا جدا به آن دريا مي ريخته اند . ( فرهانی 1372 – 21 )

جغرافیای خلیج فارس

جنوب آسيا پس از چين خوردگي ها عهد سوم و متلاشي شدن قاره گندوانا بارها در معرض تهاجم و تجاوز آبهاي اقيانوس هند واقع شد . سرزمين سرانديب بر اثر جزر و مدهاي مهيب از هند جدا افتاد و مالايا , هندوستان و عربستان بر اثر تجاوز آب به شكل شبه جزيره در آمدند و درياي سرخ كه در آغاز از متلاشي شدن درياي عظيم تتيس و پيدايي آن تنها با مدينترانه راه داشت از طريق باب المندب به اقيانوس هند مربوط گرديد . درياي پارس امروزه با وسعتي در حدود 237473 كيلومتر مربع (اندازه گيري شده توسط مديريت هيدروگرافي سازمان جغرافيايي ايران، سال 1386)  پس از خلیج مکزیکو و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان محسوب می‌شود.

لازم به ذکر است که مطالعات پارسر در خلیج فارس بیش از شش سطح را نشان میدهد که آثار آن در اعماق 9 – 18 و 100 متری عمق خلیج فارس ردیابی شده اند.وی بر اساس شواهد مرفولوژیک اثبات کرده است که حداقل 3 بار خلیج فارس تا مجاورت تنگه هرمز عقب نشینی کرده و خشک شده است.اما طبق مطالعات پارسر این رخدادها همگی قبل از 17 تا 20 هزار سال پیش اتفاق افتاده است.(رامشت 1382 – 28).

درياي پارس (به زبان فارسي و به عربی الخلیج الفارسی) در 24 تا 30 درجه و 30 دقيقه عرض شمالي و 48 تا 56 درجه و 25 دقيقه طول شرقي از نصف النهار گرينويچ قرار دارد . درياي پارس امروزي بخش كوچكي از گستره آبي پهناوري است كه در روزگاران قديم درياي پارس ناميده مي­شد زيرا در گذشته درياي پترس تمامي درياي مكران (عمان ) و بخشي از اقيانوس هند را تا حدود رود سند در بر مي­گرفته است.

درياي پارس امروزه به آبراهي تلقي مي شود كه در امتداد درياي مكران (عمان) قرار گرفته و با كشورهاي باستانی ايران و کشورهای عربی عربستان ، كويت ، قطر ، امارات ، بحرين ، عمان و عراق مرز آبي مشترك دارد . از آنجايي كه از يك سوي ايران بيشترين مرز مشترك آبي را در درياي پارس دارد  و از سوي ديگر در تشكيل تمدن باستاني اين منطقه نقش اصلي را ايفا كرده است و همچنين در طول تاريخ کنترل و فرامانروایی درياي پارس نزد ایرانیان بوده است ، از این روی ايران به عنوان ميراث دار اصلی اين منطقه محسوب مي شود و بارزترين مشخصه آن نيز نام اين پهنه آبي است كه به نام ايرانيان در طول سه هزار سال گذشته ثبت شده است . متاسفانه كشورهاي حوزه جنوبي درياي پارس مانند (بحرين،قطر،كويت،امارات متحده عربي...) اكثرا قراردادي ، كوچك و جديد التاسيس هستند و مرزهاي كشورشان بوسيله اراده و خواست كشورهاي استعماري جهان تقسيم بندي شده است که حتی توان دفاع از خود را نیز ندارند. هيچ پژوهشگري در كتابهاي تاريخي خاورميانه نامي از كشورهايي مانند قطر – امارات – كويت و... نميتواند پيدا كند . تنها از بحرين در كتابهاي تاريخي چند بار نام برده شده است كه آنهم به دليل اين مي باشد كه بحرين بخشي از سرزمين ايران و تمدن كهن بوده است و مردمانش فارسي و عربي زبان مي بوده اند و طی چند دهه گذشته به خواست استعمار انگلستان از ایران تجزیه شده است . از اين جهت كنترل و نقش كليدي اين درياي بزرگ و استراتژيك از گذشته در اختيار ملت و دولت ايران قرار داشته و در آينده نيز بدون شک خواهد بود .

 درياي پارس از شرق از طريق تنگه هرمز و درياي مكران (عمان)  به اقيانوس هند راه دارد و از غرب به رودخانه اروندرود در خوزستان ايران كه حاصل پيوند دو رودخانه دجله و فرات در عراق و الحاق رود كارون در ايران به آن است ختم مي شودطول درياي پارس از تنگه هرمز تا آخرين نقطه پيشروي آن در جانب مغرب حدود 805 كيلومتر است .

آب و هوا، عمق، طول و عرض جغرافيايی دريای پارس

درياي پارس به عنوان گرمترين پهنه آبي دنيا شناخته شده است و از نظر آب وهوایی شرایط خشک و نیمه استوایی دارد، عريض ترين بخش آن 180 مايل است و عميق ترين نقطه آن 93 متر در 15 كيلومتري تنب بزرگ ، و كم عمق ترين بخش آن در غرب بين 10تا 30 متر است . عمق كم درياي پارس باعث شده است كه خشكي مرتب بدرون دريا پيشروي نمايد . در عين شوري زياد آب، 200 چشمه آب شيرين در كف و 25 چشمه كاملاً شيرين در سواحل اين دريا جريان دارد كه همگي از كوههاي زاگرس يا پارس ايران سرچشمه مي گيرند، اروند، كارون، دياله، زاب، جراحي، مند، دالكي و ميناب بزرگترين و پر آب ترين رودهايي هستند كه به درياي پارس مي ريزند. گرماي هوا گاهي در تابستان 50 درجه و برودت آن در زمستان تا 3 درجه گزارش شده است. بنادر كيش، بندرعباس، خرمشهر، دبي، شارجه، ابوظبي، كويت، بحرين، دوحه ، و بصره، درياي پارس را به قطب اقتصادي و توريستي جهان تبديل كرده است. درياي پارس از نظر ژيوپلتيك، استراتژيك، انرژي و همچنين تاريخ و تمدن، يك پهنه آبي مهم و منحصر به فرد در كل جهان محسوب مي شود. به طوريكه چشم طمع كشورهاي سودجوي جهان كه فاقد پشتوانه فرهنگي و تمدني هستند و با قدرت نامشروع خود بر بسياري كشورهاي جهان و بخصوص عربي منطقه خاورميانه حكرماني ميكنند هميشه به اين نقظه معطوف بوده است . كشفيات باستان شناسي سالهاي اخير در دو طرف سواحل شمالي و جنوبي درياي پارس ثابت مي كند كه اين پهنه آبي يكي از مهمترين و شايد اولين مركز سكونت انسانها است و گهواره و مرکز تبادل تمدنهای زيادی مانند ايلامی، سومری، آکدی، آشوری، بابلی، مادی، پارسی، يونانی، اسلامی و... بوده است . به طور نمونه منطقه جيرفت در شهر كرمان ايران به قدمتي بالغ بر شش هزار سال شهرنشيني و تمدن مكتوب شهرت جهاني دارد كه درياي پارس پل ارتباطي اين شهر محسوب ميشده است.

درياي پارس امروزه با وسعتي در حدود 237473 كيلومتر مربع (اندازه گيري شده توسط مديريت هيدروگرافي سازمان جغرافيايي ايران، سال 1386)  پس از خلیج مکزیکو و خلیج هودسن سومین خلیج بزرگ جهان محسوب می‌شود.

درياي پارس با توجه به آنكه به اقيانوس هند راه دارد و به درياي مكران نيز متصل است با اينحال از كم عمق ترين درياها (كه 93 متر بيشترين عمق آن ميباشد) محسوب مي شود و در رديف درياهاي بالتيك و خليج هودسن قرار دارد . اين در حالي كه عمق درياي مكران در برخي نقاط به 3000 متر نيز مي رسد و عمق درياي سرخ هم از 1000 بيشتر است . ميانگين ژرفاي درياي پارس 30 متر است. اين پهنه آبي قديمي ترين دريايي است كه بشر آن را مي شناخته است بر پايه نقشه هاي تكتونيك درياي پارس جزء كانونهاي زلزله خيز ايران است دانشنامه بريتانيكا در اين خصوص نوشته است " آخرين حركتي كه درياي پارس در معرض آن قرار داشته و دارد عبارت است از بالا آمدن تدريجی است زلزله در درياي پارس و گاهي بسيار شديد است.

ژئومورفولوژی خلیج فارس 

از نظر ریخت شناسی، درياي پارس نامتقارن و شیب ساحل جنوبی آن آرام تر از ساحل شمالی است. به عبارت دیگر ، محور طولی درياي پارس آن را به دو قسمت تقسیم می کنند یکی تک شیب پایدار جنوبی که پیش بوم سپر عربستان است و شیب بسیار آرام دارد و دیگری بخش ناپایدار شمالی است که قسمتی از رشته کوههای چین خورده زاگرس و تغییرات شیب آن 175 سانتی متر در هر کیلومتر است. کرانه جنوبی درياي پارس ، به ویژه در شرق شبه جزیره قطر ، منطقه وسیع و کم عمقی (10 تا 20 متر) است که به طور عمده با ریخت شناسی بست، محیط تبخیری و منطقه جزر و مدی مشخص است.

   
   

این دریا ، از رسوبات سخت و بلند با اشکال خطی ساخته شده و با واسطه یک دشت ساحلی باریک ، با دریا در ارتباط استمنطقه کم شیب کرانه جنوبی و دریای کم ژرفای آن با تاقدیس هایی با یالهای کم شیب با روند شمالی به جنوبی تا شما شرقی- به جنوب غربی ، اغلب میدان های نفتی بزرگی را می سازند. تاقدیس های قطر، رودخان و بحرین اغلب چهره های توپوگرافی Topography  کم شیبی را تشکیل داده اند که با سیستم های گسلی کنترل می شوند. از سوی دیگر ، کرانه شمالي درياي پارس، کرانه ای کوهستانی با روند شمال غربی است که پشته های تاقدیسی با بلندی بیش از 1500 متر هستند. به همین دلیل ، ساختارهای کرانه شمالی ، از دیدگاه هندسی ، با آنچه که در کرانه جنوبی است، تفاوت داردبرخورد ساختارهای کرانه غربی و رشته کوه زاگرس ، توپوگرافی زیر دریایی درياي پارس را تشکیل می دهد. گرچه شیب بستر بسیار آرام است، ولی حدود 20 جزیره و تعدادی پشته های کوتاه و بلند زیردریایی در آن وجود دارد که بی هنجاریهای توپوگرافی را تشکبیل می دهند. جزایر ایرانی درياي پارس به صورت پشته های کشیده و موازی ساحل و یا کم و بیش دایره ای شکل هستند. از گروه نخست ، قشم و کیش را می توان نام برد که در واقع دنباله زاگرس بوده و بر اثر بالا آمدن سطح آب به صورت جزیره درآمده اند. ولی جزایر گرد مانند هرمز ، ابوموسی و... گنبدهای نمکی سری هرمز هستند. سطح جزایر درياي پارس ، از رسوبات تخریبی و مارن تشکیل شده که کم و بیش صدف دارند. خاک آنها شور و یا گچ دار است و به همین دلیل رشد گیاهان ، محدود به انواع خاص است.

تاریخچه خلیج فارس

خلیج فارس به لحاظ موقعیت استراتژیک و منابع طبیعی سرشار آن ، ازدوران گذشته تا به امروز مورد توجه دولتها و ملتها بوده و بسیاری از سلاطین و پادشاهان از همان زمانهای کهن به موقعیت اقتصادی آن نظر داشته اند که از آن جمله، حمایت پادشاهان هخامنشی و پارتی از گسترش بازرگانی دراین منطقه بوده است.


پارتها دو راه تجاری را تحت کنترل داشتند که یکی از آن دو، راه تجاریی بوده که از کنار فرات و از آسیای صغیر و سوریه و بین النهرین شمالی به سمت خلیج فارس گسترده بوده است(1).

داریوش پادشاه ایران هخامنشی، برای گسترش بازرگانی در ایران دستور داد کانال سوئزایجاد شود تا کشتی های بازرگانی بتوانند از دریای پارس واز دریای سرخ به مصر و مدیترانه راه یابند.


در سنگ نبشته ای به جای مانده از آن دوره آمده است: « داریوش شاه گوید: من پارسی ام و از پارس، مصر را فتح و امر کردم این کانال رابکنند و از "پی رو" (رودنیل) که در مصر جاری است تا دریایی از پارس به آن می روند. این کانال کنده شد و چنانکه امر کردم کشتی ها روانه شدند؛ چنانکه اراده من بود»(2)


همچنانکه در تاریخ نقل شده است اشکانیان بازرگانی را گسترش دادند و با رومیان رقابت شدیدی می کردند و دریای فارس رابه شکل یک راه ترانزیت درآوردند. (3)


این پیشرفت در دوران ساسانی ادامه یافت و بندر سیراف(اطراف بوشهر) مرکز بازرگانی بزرگی شد و حتی در اسناد تاریخی چین از سده چهارم تا دوازدهم میلادی، همه جا نام پارس، فارس، پارسوا و ایران به صورت گسترده دیده می شود و این نشانگر وجود روابط تجاری است.(4)


پس از فتح ایران به دست مسلمانان، بازهم ایرانیان در دریانوردی از دیگر دولتهای خاورمیانه جلوتر بودند و اعراب ترتیبات تجارت دریایی با هند و چین و ... را حفظ کردند. (5)


درطول تاریخ ایران نیز استعمارگرانی سودجو دیده می شوند که برای بدست آوردن موقعیت بالای خلیج فارس، همواره در کشمکش بودند. نمونه بارز آن در عصر صفوی بود که عثمانیها تاخت و تاز به خلیج فارس را شروع کرده بودند و هر روز بر نیروی دریایی و تقویت آن می افزودند و پرتغالی ها از طرف دیگر در حدود سده 16 میلادی براین منطقه تسلط کامل داشتند و با عثمانیها درگیر بودند تا آن که سرانجام در سال 1587 م شاه عباس به کمک انگلیسی ها پرتغالی ها را عقب راند و در عوض پای انگلیسیها به این منطقه کاملاً باز شد و هلندیها در سال 1033 هـ با به دست گرفتن تنگه هرمز، سهمی از بازرگانی ایران را تصاحب کردند. این امر باعث کشمکش با انگلیسیها شد. چندی نگذشت که در سال 1075هـ شرکت فرانسوی هند خاوری تاسیس و رقیب دیگری افزوده شد. البته، باید یادآورشد در زمان حکومت افشاریان، نادرشاه توانست نیروی دریایی در خلیج فارس ایجاد کند و چند فروند کشتی از انگلیس وهلندیها بخرد.(6)


در دوره قاجار بیش از هر زمان دیگر خلیج فارس مورد تاخت وتاز کشورهای استعماری قرار گرفت؛ بویژه استعمار انگلستان که خود را فرمانروای خلیج فارس می دانست و بی تدبیری شاهان قاجار میدان را برای حضور نامشروع انگلیس، فرانسه و روسیه هموار ساخت. امیر کبیر برای تشکیل نیروی دریایی ایران در خلیج فارس و دریای کاسپین بسیار تلاش نمود، اما با کارشکنیهای رقبا، به موفقیت نرسید.


حضور بیگانگان درایران و کسب منافع تا پایان جنگ جهانی دوم، ادامه داشت تا اینکه بار دیگر ایران پهلوی با پشتوانه آمریکا بر خلیج فارس چیره شد و با تقویت نیروی دریایی خود، اداره خلیج فارس را بدست گرفت . اما وابستگی ایران به آمریکا دیری نپایید و موجب سرنگونی نظام شاهنشاهی شد. پس از انقلاب اسلامی دسیسه های امریکا باعث نزاع در منطقه شد که در شکل جنگ تحمیلی عراق علیه ایران و اعمال فشارهای نظامی وسیاسی آمریکا ومتحدانش کاملاً آشکارگردید. امروزه نیز آمریکا و انگلیس با تحریک کشورهای حاشیه خلیج همیشه فارس، بخصوص کشور کوچک و وابسته امارات متحده عربی، درصدد ایجاد ناامنی در منطقه بوده و باترفند «خلیج ع ر ب ی» ، سعی در راه اندازی جنگ روانی و به دنبال آن فشارهای سیاسی علیه ایران دارد.

پرونده عمل ناپسند تغییر نام خلیج فارس که در واقع توهین به هویت و تمدن یک ملت است و سودجویی و منفعت طلبی بیگانگان را درپی دارد به سال 1937م/ 1316 هـ ش ، تشکیل شده و هم اینک در وزارت امور خارجه انگلیس موجود است.(7)


براساس این پرونده جعلی اولین کسی که آشکارا واژه "خلیج فارس" را جعل نمود و "خلیج ع ر ب ی" رابه جای آن بکاربرد، کارگزار استعمار پلید انگلیسی در خلیج فارس به نام « لرد بلگریو» است که که در کتاب خود می نویسد: « خلیج فارس که تازیان اینک آن را خلیج ع ر ب ی گویند...» وی تلاش نمود این واژه ساختگی را در بین کشورهای منطقه خلیج فارس بویژه اعراب رواج دهد.(8)

نام تاریخی خلیج فارس 
جغرافی نویسان قدیم در نامگذاری سرزمینها، دریاها، رودها، کوهها و . . . ریشه هایی را در نظر داشتند؛ مانند اینکه نام بیشتر رودها از رنگ آبها و سرزمینها و . . . برگزیده می شد، نام کوهها از همانند بودن آنها به کالبدهای دیگر گرفته شده و نام دریاچه ها ودریاها از ریشه استوارتری پیروی شده و بیشتر آنها به نام کشور و سرزمینی که در نزدیکی و پیرامون آنها قرار گرفته، نامیده شده است؛ مانند خلیج مکزیک ، خلیج فارس، دریای چین ، اقیانوس هند، دریای مازندران (کاسپی) و . . . (9)

ناحیه جنوب غربی ایران فارس است که ساکنان قدیم آن « پرسه ها » (پارسیان) نام داشتند که یونانیان آنها را پرشیا (persay) می گفتند و دو سلسله پادشاهی (ساسانی و هخامنشی ) از این قوم برخاستند. برخی محققان معتقدند پارسیان همان مردم پارسوا (parsua) هستند که ساکن دریاچه ارومیه بودند (که نام آنان در کتیبه آشوری آمده) و به طرف جنوب رفته و در سرزمین «پارس» سکنی گزیدند.(10) به همین مناسبت دریای مجاور این منطقه، دریای پارس نامیده شد که در آن موقع هیچ یک ازکشورهای کوچک و بزرگ امروزی در سواحل خلیج فارس نبودند و اگر هم بودند، جزیی از سرزمین پهناور ایران به شمار می رفتند. حتی کشورهای قدرتمند آن روز چون یونان و رم با اجازه ایرانیان کشتی های خود را وارد خلیج فارس می کردند.(11) یونانیان به این دریا «پرس» می گفتند.(12)

داریوش بزرگ ازاین دریا یاد کرده و عبارت «درایه تیه هچا پارسا آبی» یعنی دریای پارس را به کار برده که در کتیبه به جای مانده از وی مشهود است.(13)

اعراب نیز می دانند که این نام (خلیج فارس) از دیرباز نام حقیقی این دریای بزرگ بوده است. جغرافیدانان بنام عرب هم ازقرنهای نخستین اسلام آنرا می شناختند. ابی القاسم عبیدالله بن عبدالله مستوفی، معروف به ابن خرداذبه، که کتاب خود «مسالک و ممالک» را درسال 234 – 230 هـ ق (14) نگاشته است، درباره خلیج فارس می نویسد: دجله وسط مدینه بغداد ثم تمر بواسط الی ان تصب الی البطائح و . . . تمر الی البصره و تمر الی ناحیه المذار ثم یصب الجمیع الی بحر فارس ..... (15)

مسعودی، نویسنده مشهور دیگر عرب در کتاب ارزشمند خود «مروج الذهب و معادن الجوهر» زمانی که از مجموع اخبار راجع به دریاها سخن می گفته، از خلیج فارس به عنوان دریای پارس یاد کرده است. وی می نویسد: «بحر فارس تکثر امواجه و یصعب رکوبه و ....»(16) ابن حوقل سیاح معروف و جغرافیدان بنام عرب، نقل می کند: در سال 331 هـ ق به عزم مطالعه درباره کشورها و ملتهای مختلف و به منظور تجارت از بغداد بیرون شدم و کشورهای اسلامی را از شرق به غرب پیمودم و آثار متقدمان را نیز مطالعه کردم .»(17) وی در کتاب معروف خود "صوره الارض" از خلیج فارس به نام بحر فارس یاد می کند. اصطخری، جغرافیدان خبره عرب و نویسنده کتاب "المسالک والممالک " باز هم از دریای فارس یاد می کند: بعد دیار العرب بحر فارس فانه . . . (18)

ابوالفداء مولف کتاب "تقویم البلدان" که ازجایگاه خاصی برخوردار است، از دریای فارس یاد می کند و زمانی که حدود فارس راشرح می دهد می نویسد «حد غربی فارس خوزستان است. همه حد غربی تا شمال حدود اصفهان است و جبال و حد جنوبی آن دریای فارس است . . . »(19)

در «معجم البلدان،» کتابی مشهور که همه جغرافیدانان آن را به عنوان یک فرهنگ جغرافیایی معتبر میدانند، از خلیج فارس به عنوان "بحر فارس "یاد شده است: «بحر فارس: هو شعبه من البحرالهند الاعظم و اسمه بالفارسیه کما ذکره حمزه زراره کما مسیر من التیز من النواحی مکران علی سواحل بحر فارس ای عبادان . . . »(20)

بنابراین، آنچه از متون تاریخی استنباط می شود وحتی جغرافیدانان عرب به آن اذعان نمودند این است که "خلیج فارس" در ادوار تاریخ متعلق به پارسیان و ایران بوده است و امروزه اعراب با همکاری آمریکا و انگلستان در تلاشی بیهوده هستند تا با درآمد کلان ناشی از نفت این مالکیت تاریخی و کهن ایران را از بین ببرند و زمینه را برای چپاول هرچه بیشتر این دریا فراهم سازند.

پی نوشتها :
1- میخائیلوویچ دیاکونوف ، میخائیل ؛ تاریخ ایران باستان 
2- حمید طوسی مراغی ؛ کتیبه بیستون ص 563
3- ایرج افشار(سیستانی) ؛ جغرافیای تاریخی دریای پارس ص 293
4- همان ص 294
5- کراچکوفسکی، ایگنایولیانوویچ ؛ تاریخ نوشته های جغرافیایی درجهان اسلام ص 111
6- ایرج افشار ؛ نام خلیج فارس ص 41
7- همان ؛ جغرافیای تاریخی دریای فارس ص 139-138
8- همان ؛ نام خلیج فارس ص 64
9- همان ؛ نام خلیج فارس ص 64
10- عباس قدیانی ؛ فرهنگ جامع تاریخ ایران ص221
11- عبدالحسین نهچیری ؛ جغرافیای تاریخی شهرها ص 375
12- ایرج افشار ؛ جغرافیای تاریخی دریای پارس ص 127
13- همان ص118 و حمیدطوسی مراغی ؛ کتیبه بیستون ص 563
14- ابن خردادبه ؛ المسالک و الممالک 
15- همان ص 233
16- مسعودی ؛ مروج الذهب و معادن الجوهر ص 166
17- ابن حوقل ؛ صوره الارض
18- اصطخری ؛ الجمهوریه العربیه المتحده ،الوزاره الشقافه والارشاده القومی ص 29
19 – ابوالفداء ؛ تقویم البلدان ص 367
20- یاقوت حموی ؛ جزء الاول ، دارالکتب العلمیه ص 400

 

برگرفته از وبسایت مرکز مطالعات خلیج فارس 

ساختار و مراکز دانشگاه

خدمات الکترونیک

لینک های مفید

کلیه حقوق مادی و معنوی این سایت به دانشگاه خلیج فارس تعلق دارد.
آخرین بروز رسانی دی ماه 1397